دختر خورشید (پی نوشت:سلام)

 

در نهفت پرده شب دختر خورشید

نرم می بافد

دامن رقاصه صبح طلایی را

و ز نهانگاه سیاه خویش

می سراید مرغ مرگ اندیش:

چهره پرداز سحر مرده ست!

چشمه خورشید افسره ست

می دواند در رگ شب

خون سرد این فریب شوم

و ز نهفت پرده شب دختر خورشید

همچنان آهسته می بافد

دامن رقاصه صبح طلایی را ... 

اتاقکی جدید برای نوشتن گفتن و شنیدن.


 

   + مژگان - ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٩